یازده سال پیش ٬ هشتم فروردین سال هفتاد و چهار ٬ حدود ساعت ۱۰صبح ٬ بیمارستان مهراد تهران٬ برای اولین بار دچار تجربه ای جدید و حسی رویایی شدم... حدود بعد از ظهر بود که تونستم از مدرسه زودتر راهی شده و بعد از خرید یک خرس پاندا که تقریبا چندین برابر "سروش" عزیزم بود به بیمارستان رفتم تا ببینم کدام فرشته زیبایی است که مرا به مقام دایی شدن رسانده. سروش عزیزم پای بر خاک کره خاکی نهاده بود. سروشم همه را عاشق خودش کرده بود و تا به امروز هم جایگاهی بی نظیر در دل و خاطره من و بقیه عزیزانم دارد. مدتی گذشت و من شدم بوآااددی سروش و این دلبرک تمام وجودم را تسخیر کرد. امروز تولد دایی شدن "بابای فردا" و تولد دلبرکی ۱۱ ساله است. دلبرکی که امروز نیم کره آن طرف تر با قد و بالایی بلند ، خیلی بلندتر از پاندای آن روزها ، منتظر تماس و پیام و گپ زدن با ماست.

عزیزکم تولدت مبارک ![]()


