پرده اول:
با گریه بیدار شدن از خواب
- مامان٬ قورواره (قورباغه) چیپس هام را خورد...
و ادامه گریه...
پرده دوم:
بیدار شدن و یک ساعت گریه مداوم بدون شرح و نهایتا
- مامان٬ تو گم بودی٬ منم گم بودم
پرده سوم:
با رضایت کامل بیدار شدن از خواب و
- مامان٬ پرنس اومد دم اتاقم در زد
- پرنس اومد؟ بابایی بود؟
- نه! مال خودم بود...
- خب چی کار کرد؟
- بوسم کرد از خواب بیدارم کرد...
- اسمش چی بود؟
- پرنس کیپ...
- بعد چی کار کرد؟
- بغلم کرد بعد برد تو آسمون چرخوند...
- لباسش چه رنگی بود؟
- لباس من آبی عروس بود مثل اورورا (زیبای خفته)
اونم لباسش قهوه ای
بعله! فکر کنم دیگه از پرنس بودن خودم نباید خیلی هیجان زده باشم... جناب [پرنس کیپ] که احتمالا همون [پرنس فیلیپ] معروف باشن به خواب کلوچه خانم تشریف آوردن... فکر کنم دیگه وقتش باشه تمام CD های سیندرلا و زیبای خفته را جمع کنیم و بچسبیم به هاچ زنبور عسل٬ پسر شجاع و نهایتا خانواده دکتر ارنست...


