تبليغاتX
بابای فردا

بابای فردا

اون انگيزه قوي، اون انگيزه شيرين و كوچولو، اون دلبر باباي فردا، روز 21 آذر 1384 با طنازي تمام اومد.

درست یادم نیست اولین بار از کجا فهمیدم روز ۲۳ مهرماه روز سبز وبلاگ هاست ولی یادمه که به دلم نشست... وبلاگ من زیست محیطی نیست ولی سبز بود... قالب وبلاگم را از روز اول سبز چیدم٬ سبزیش را دوست داشتم و دارم... ایده سبزشان را در حرکتی گسترده پسندیدم با خودم قرار گذاشتم سکوت یکم شهریور را در حرکت سبز زیبای وبلاگستان بشکنم... خوشحالم

[هدف ما این است که همه را برای رسیدن به آینده‌ای بهتر،‌ وادار به صحبت کنیم. به هر شکلی که مناسب وبلاگ شما و خواننده‌هایتان است در مورد محیط زیست بنویسید و مطلبتان را در روز بیست و سوم مهر‌ماه (پانزدهم اکتبر) منتشر کنید.]

 

۵۳ روز نبودم... به آن ده نفر دوست بی نظیری که برایم ایمیل فرستادند٬ تلویحا گفتم کجایم و چرا نیستم... میانگین ۴۷ بازدید در روز در ایام سکوت برایم تنها شرمندگی باقی گذاشت در مقابل این دوستی های دوست داشتنی... اما هرچه می کردم تاب تحمل حضور آن آشنایان غریبه ای که از کشف سرایم هیجان زده شده بودند را نداشتم... محیط خصوصی چیده شده خودم را دوست داشتم... مخاطبین ناشناسش را دوست دارم... و نکته ای که متاثر از غیبتم در خانه هویداست٬ کم شدن عکس های گرفته شده از یلدا در این دوره است... 

باز سعی می کنم باشم. سعی می کنم حریم سبز [بابای فردا] پویا باقی بماند. جای خالی شیرین زبونی های یلدای نازم را در گذر این ۵۳ روز بر وبلاگم حس می کنم... حیف
.
.
.
دوستان عزیز Blog Action Day  خواهش می کنم از اینکه به محیط زیست اشاره نکردم دلخور نشین. انگیزه سبزتان مثل آبی زلال بود به پای دلنامه ای بسته شده... بابت حس شیرین دوباره بودن٬ بابت آغاز دوباره و بابت انگیزه سبزی که برایم زنده کردید سپاسگزارم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط بابای فردا  |